kiss
عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar
در شب هایی این چنین
دیوار های سکوت
سر بر می کشند از هر سوی
در شب ها یی این چنین
مردان و زنان
چونان سایه ها یی سرگردان
قلمرو خانه ها را ترک می کنند
و در میخانه های قلب شهر
دست در دست
اندامهای نیمه عریان خود را
به میهمانی دود و الکل و بوسه می برند
در شب های این چنین
که دیوارهای سکوت
من
به دختری می اندیشم
و کلماتش
که هرگز
به مرز جمله نرسیدند...
اگر می دانستم صدای تو کی خواهد امد قلبم را به پیشوازش می فرستادم
برایش دسته گلی خواهم چید هر چند می دانم صدای تو از گل ها خوشبوتر است
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اسیر و زخمی در طوفان حوادث در میان امواج سهمگین تنهایی در زورق شکسته
غروربرو راز ساحل وصال در گرداب هجران غوطه ورم و لحظه ها را می شمارم
مسافر باران
مسافر بارانم مشتاق دیدن دوباره ات
ای یاور همیشگی ام
در انتظارم باش
گر چه مسافرم
ازلحظه حرکتم زمان خاموش می گردد
تا دوباره دیدنت
تا در سفری دیگر
صدای ترنم بارانی از پشت شیشه قلبم
صور الاسرافیل شود و
نبض زندگی را دوباره در من زنده می دارد
و تو در من جوانه می زنی
و اینگونه باشد جاودانگی من
ای بهترین ای همیشگی
.
دوستم بدارفقط همین!
ان گونه دوستم بدار
که گرهی از هم بگشاییم
تنها دل بسته ی من مباش
چنان دوستم بدار
که هر روز شوق مان بیشتر شود
مگو!به مرگ تو
برای من نمیر
نه چنان مکن
زنده باش و دوستم بدار
فقط همین!
جور نمی اییم راهمان جداست
تو گربهء جگرکی هستی و من گربهء ولگرد
خوراک تو در ظرف جلا داده شده است
خوراک من در دهان شیر
تو خواب عشق می بینی من خواب استخوان
اما برای تو نیز اسان نیست
اسان نیست
این سان دم تکان دادن در روزهای
شاعر :
شقایق
دلم مثل دلت خونه
چشام دریای بارونه
##########
مثل مردن می مونه دل بریدن
ولی دل بستن اسونه
گل همیشه عاشق
نه توی گلدون نه توی قصه ها بود
حالا از تو فقط این مونده باقی
که سالار تموم عاشقایی